در مشاوره عالی خود ، "چگونه با ایران مقابله کنیم" [NYR ، 12 فوریه] ، بیل لورز ، تام پیکرینگ و جیم والش بحث در مورد یک موضوع مهم را حذف می کنند ، که می تواند در بحث های بین این کشور و ایران اهرم قابل توجهی داشته باشد. در چندین مورد ، رئیس جمهور اوباما قبلاً خود را به علت خلع سلاح هسته ای متعهد کرده است. چه راهی بهتر برای ترغیب رهبران ایران به دست دادن هرگونه آرزوی طولانی برای به دست آوردن اسلحه هسته ای از نزدیک شدن به مذاکرات پس از شروع بحث بین المللی در مورد توافق جهانی برای شروع خلاص شدن از شر زرادخانه های اتمی موجود؟اگر بدیهی بود که قدرتهای اصلی هسته ای ، به رهبری ایالات متحده ، در آخرین مدت جدی در مورد زندگی در برابر تعهدات پیمان [منع گسترش سلاح های هسته ای] خود جدی هستند و در مورد خلع سلاح واقعی بحث می کنند ، آنها در موقعیتی قوی تر برای انصراف هر یک از آنها قرار می گیرند. دیگران از تلاش برای پیوستن به یک باشگاه حل کننده.
رابرت آر. هولت استاد برجسته و برنامه کارگردان سابق در زمینه صلح و مطالعات سیاست جهانی دانشگاه نیویورک Truro ، ماساچوست
به سردبیران:
بیل لورز ، تام پیکرینگ و جیم والش پیشنهاد می کنند توانایی ایران در تولید اورانیوم بسیار غنی شده برای بمب ها را با درگیر کردن کارخانه غنی سازی سانتریفیوژ ایران در یک ترتیب چند ملیتی محدود کنند. ایده این است که مشارکت صاحبان و مدیران خارجی اطمینان حاصل می کند که خروجی کارخانه ایران از آن تجاوز نمی کند ، مثلاً غنی سازی 5 درصدی که برای راکتورهای انرژی هسته ای کافی است (اورانیوم درجه بمب در حدود 90 درصد غنی شده است) ، و می خواست. همچنین از غنی سازی مخفیانه ایرانیان در جای دیگر جلوگیری کنید. نویسندگان می گویند با توجه به دستاورد فنی ایران و پارانویای آن در مورد غرب ، خیلی دیر شده است که ایران را از غنی سازی به طور کلی جلوگیری کند ، و حتی خیلی دیر برای صحبت از مشارکت ایران در یک گیاه چند ملیتی در خارج از ایران به عنوان یک گزینه دیگر. همانطور که استدلال های آنها را می خوانید که چرا چنین است ، نتیجه گیری نمی شود که آنها همچنین پیشنهاد نویسندگان را باطل می کنند.
دلایل دیگری وجود دارد که چرا یک ترتیب چند ملیتی از این نوع کار نمی کند. این ایده در یک سمینار کنترل اسلحه خوب به نظر می رسد اما نیازهای عملی را برآورده نمی کند. غنی سازی اورانیوم یک تجارت است و کار نمی کند که توسط کنترل کننده های اسلحه اداره شود. مفهوم حفاظت از قسمت های خطرناک چرخه سوخت هسته ای (کسانی که نزدیک به بمب ها هستند) از طریق مالکیت و مدیریت بین المللی از زمان گزارش Acheson-Lilienthal در سال 1946 وجود داشته است ، اما حتی اگر این پاسخ "بدون مغز" در آکادمی ها و خارجی استوزارتخانه ها هرگز از مرحله صحبت کردن گذشته است.
نویسندگان همچنین سودمندی چنین ترتیب برای محدود کردن امکان امکانات مخفی را بیش از حد ارزیابی می کنند. درست است ، با درگیر شدن ، بیشتر از فعالیت دانشمندان ایرانی اطلاعات بیشتری کسب می کند. اما از نظر فنی ، انتشار گازهای گلخانه ای از یک کارخانه غنی سازی مخفی کوچک - و فقط یک گیاه کوچک طول می کشد تا از نظر نظامی قابل توجه باشد - به سختی قابل تشخیص خواهد بود و در صورت کار یک کارخانه غنی سازی تجاری کاملاً ماسک می شود. این ممکن است ضد انعطاف پذیر باشد ، اما بسته به نحوه پیکربندی گیاه "به روزرسانی" ، اورانیوم غنی شده به 5 درصد می تواند چیزی شبیه به چهار پنجم از راه درجه بمب باشد. بنابراین چنین گیاه سانتریفیوژ مخفی برای مواد بمب می تواند بسیار اندک باشد.
نویسندگان اثربخشی بازرسان بین المللی انرژی اتمی را بیش از حد ارزیابی می کنند ("تشخیص انحراف کت و شلوار قوی فناوری آژانس بین المللی انرژی هسته ای است"). این آژانس در مکانهایی از جمله ایران کار کارآگاه خوبی انجام داده است ، اما در زمان واقعی چندان مؤثر نیست و این مهم است. تشخیص مؤثر انحراف باید به موقع برای انجام کاری در مورد آن کار کند - به موقع برای جلوگیری از پایان دادن به مواد در بمب - و این مسئله مشکل ساز تر است ، تا حدودی به این دلیل که مراحل اسلحه به سرعت انجام می شود.
تحریم نهایی و بازدارنده ، نویسندگان پیش بینی می کنند که علیه انحراف غیرقانونی "اقدام نظامی توسط اسرائیل" است. اما آیا اسرائیل به ایران هسته ای سریع مسلح حمله می کند؟و اگر این کار را انجام داد ، عواقب آن چیست؟این چشم انداز موی مو ، من را به پیشنهادی می رساند که نویسندگان در نظر نگرفته اند ، به دلایل آشکار فکر می کنم به معنای دستیابی به راه آهن سوم سیاست آمریکا است.
آنها این نکته را بیان می کنند که در مذاکره با ایران همه چیز باید روی میز باشد. در مورد قرار دادن سلاح های هسته ای اسرائیل در جدول مذاکره چیست؟یک اعتراض فوری این است که اسرائیل حتی نگفته است که آنها را دارد و به هر حال ما چه کسی هستیم که سلاح های هسته ای اسرائیل را روی میز قرار دهیم؟اما این احمقانه است که با بهانه اسرائیل ادامه دهید و واقعیت این است که اگر آنها را روی میز مذاکره قرار دهیم ، آنها روی میز هستند. البته بسیاری از اعتراضات دیگر از جمله ناپایدار اسرائیل وجود دارد ، اگرچه یک بار در مذاکرات درگیر می شود ، ممکن است منافع امنیتی خود را متفاوت ببینند. در نهایت ، آیا جایگزینی واقعی برای سلاح های هسته ای نه تنها برای ایران بلکه برای کشورهای عربی ، غیر از خاورمیانه بدون هسته ای وجود دارد؟
ویکتور گیلینسکی کمیسیون تنظیم مقررات هسته ای سانتا مونیکا ، کالیفرنیا
بیل لورز ، تام پیکرینگ و جیم والش پاسخ:
ما از نظرات مفیدی که پروفسور رابرت هولت و دکتر ویکتور گیلینسکی ، هم ناظران موفق و باتجربه امور هسته ای ارائه می دهند ، استقبال می کنیم.
پروفسور هولت از ما می خواهد تا پیشنهاد خود را در بحث وسیع تری در مورد خلع سلاح هسته ای ، از جمله تعهداتی که کشورهای سلاح های هسته ای تحت پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای دارند ، ادغام کنیم. پروفسور هولت در آسیاب های بادی کج نمی شود ، بلکه یک استراتژی سیاسی زیرکانه را پیشنهاد می کند. پرزیدنت اوباما قبلاً گفته بود كه امیدوار است اندازه انبار سلاح های هسته ای آمریكا را كاهش دهد و قصد دارد این كار را انجام دهد كه پیمان كاهش استراتژیك تسلیحات (شروع) در اواخر سال جاری منقضی شود. قرار دادن پیشنهادهای آمریکایی به ایران در زمینه اقدام جهانی برای کاهش خطرات سلاح های هسته ای ، توافق سیاسی را برای طرف ایران قابل قبول تر می کند. برای ایران ، پذیرش تعهدات جدید در مورد برنامه هسته ای خود در صورتی که بخشی از تلاش گسترده تر مربوط به سایر کشورها باشد ، آسان تر است.
از آنجا که ایالات متحده قصد دارد به هر حال ذخایر هسته ای خود را کاهش دهد ، معقول است که با استفاده از این کاهش برای کمک به حل اختلاف هسته ای ایران ، بیشترین ارزش سیاسی را افزایش دهید. سالها مشاوره با مقامات و همکاران ایرانی ما را به این نتیجه رساند که این یک روش مؤثر برای نزدیک شدن به ایران خواهد بود.
در حالی که پروفسور هولت ما را تحت فشار قرار می دهد تا فراتر برویم ، دکتر گیلینسکی معتقد است که ما خیلی زیاد پیش رفته ایم. وی خاطرنشان می کند که پیشنهادات مربوط به بین المللی شدن غنی سازی اورانیوم از سال 1946 بوده است اما هنوز تصویب نشده است. این درست است ، اما ما خواستار بین المللی شدن همه فعالیت های غنی سازی نیستیم. هدف بسیار محدود ما فقط مربوط به برنامه فعلی در ایران است.
دکتر گیلینسکی یک برنامه مخفی یا برنامه موازی بالقوه را در ایران مطرح می کند که می تواند در کنار برنامه چند ملیتی مشروعیت فعالیت کند. وی اظهار داشت که ، از دیدگاه فنی ، چنین برنامه هایی "به سختی قابل تشخیص" هستند و با یک برنامه چند ملیتی به عنوان پوشش ، آنها "کاملاً پوشانده می شوند". چندین مشکل در این استدلال وجود دارد. اول ، اگر کاری انجام ندهیم و با سیاست فعلی ادامه دهیم ، ایران به هر حال ظرفیت غنی سازی بزرگی را ایجاد می کند ، چه باز و چه راز. گزینه چند ملیتی از این نظر بدتر از جایگزین فعلی نیست. دوم ، به نظر می رسد یک نکته نسبتاً کوچک است که بگوییم روند نزولی غنی سازی چند ملیتی این است که یک برنامه مخفی از "به سختی قابل تشخیص" به "کاملاً نقاب دار" می رود. اگر در حال حاضر "به سختی قابل تشخیص" باشد ، پس با تعریف خطر اضافی نسبتاً اندک است.
سوم ، قاب فنی دکتر گیلینسکی کاملاً قدردانی نمی کند که چگونه تأیید در واقع کار می کند و از طریق عصر هسته ای کار کرده است. تأیید فقط ماشین ها و مانیتورها نیست. این وابسته به دانش است - دانش ناشی از داشتن افراد در زمین ، دانش ناشی از کار و مدیریت تسهیلات ، از دانستن پرسنل. پیشنهاد ما اعتماد به نفس بیشتری در مورد فعالیت های هسته ای ایران در مقایسه با وضع موجود ارائه می دهد ، زیرا شفافیت بیشتری در مورد عملکرد برنامه ایران ارائه می دهد.
علاوه بر این ، تاریخ نشان می دهد که حضور بازرسان دولت ها را از دنبال کردن جاه طلبی های هسته ای خود باز می دارد. پرونده عراق را در نظر بگیرید. در سال 2004 ، گروه نظرسنجی عراق نتیجه گرفت که صدام حسین جاه طلبی برای برنامه های WMD دارد اما در انتظار بازرسی بین المللی به این برنامه ها پایان داد. او از گرفتار شدن از گرفتار شدن. سوابق تجربی نشان می دهد که دولت ها به طور کلی برای دنبال کردن برنامه های مخفی در هنگام حضور پرسنل بین المللی در قلمرو خود ، بدبخت هستند.
براساس پیشنهاد ما ، چنین پرسنل بین المللی در سایت 24/7/365 قرار دارند. drrگیلینسکی همچنین نتوانسته است ذکر کند که پروتکل اضافی توانایی های پیشرفته ای را برای تشخیص برنامه های مخفی فراهم می کند و تحت برنامه ما ، ایران را پیش بینی می کنیم که پیشنهاد خود را برای ارائه "ضمانت های عینی" ، یعنی فراتر از تنظیمات تأیید فعلی به نفعحفاظت های پیشرفته مانند استفاده عمومی تر و منظم تر از تکنیک های نمونه گیری محیط زیست و دسترسی بیشتر به پرسنل هسته ای.
دکتر گیلینسکی همچنین نشان می دهد که ما اثربخشی آژانس بین المللی انرژی هسته ای را بیش از حد ارزیابی می کنیم و مشکل واقعی این نیست که آژانس در تشخیص یک مشکل ناکام است بلکه در انجام این کار به سرعت ناکام خواهد بود. در تجارت ، این مسئله "هشدار به موقع" نامیده می شود. همانطور که ایستاده است ، آژانس بین المللی انرژی هسته ای تقریباً ماهانه بازرسی ها را انجام می دهد. با وجود کارمندان بین المللی در زمین ، هشدار به موقع احتمالاً بهبود می یابد. علاوه بر این ، هدف از تأیید حفاظت ، جلوگیری از تخلفات است. مفهوم این است که اگر فکر می کنند شانس مناسبی وجود دارد که آنها گرفتار شوند (به پرونده عراق در بالا مراجعه کنید) ، دولت ها ضمانت های خود را نقض نخواهند کرد. در مورد ایران ، ما معتقدیم که هشدار به موقع وجود خواهد داشت ، و به هر حال آنها را بازدارنده می شود ، اما حتی اگر این نادرست باشد ، تصور می شود که ایران از هشدار به موقع خوشحال شود - اگر در زیر ظاهر شد. چنین ترتیبی که ایران نتوانسته است برنامه ای را برای ساخت بمب افشا کند - مطمئناً عواقب آن شدید خواهد بود.
به نظر ما ، همه این نگرانی ها در مقایسه با موضوعات مطرح شده توسط جایگزین دکتر گیلینسکی ، متوسط است - که ایالات متحده برنامه سلاح های هسته ای اسرائیل را در جدول مذاکره قرار داده است. در حالی که ما موافق هستیم که زرادخانه هسته ای اسرائیل نمی تواند همچنان نادیده گرفته شود ، این تاکتیک خاص غیر واقعی به نظر می رسد. بعید است که اسرائیل به ایالات متحده اجازه دهد سلاح های هسته ای خود را از بین ببرد ، و در هر صورت ، چنین مذاکراتی احتمالاً باید در چارچوب یک رویکرد منطقه ای انجام شود که شامل مشارکت کشورهای پیشرو عربی مانند مصر است. با ساخت سانتریفیوژهای جدید هر روز در ایران ، ما معتقدیم که پیشنهاد ما نسبت به وضع موجود برتر است اما به اندازه کافی واقع بینانه است که قبل از اینکه مسئله هسته ای به یک کاسوس بل تبدیل شود ، در نزدیک مدت تغییر ایجاد کند.
با وجود اختلافات ما ، باید تأکید کرد که دکتر گیلینسکی نکات مهمی را مطرح می کند که مستحق پاسخ عمیق تر از آنچه در اینجا ممکن است وجود دارد. ما از نظرات استاد هولت و دکتر گیلینسکی بهره مند شده ایم و امیدواریم که در آینده فرصتی برای یادگیری از آنها داشته باشیم.
به سردبیران:
"نحوه برخورد با ایران" ، توسط بیل لورز ، تام پیکرینگ و جیم والش [NYR ، 12 فوریه] ، از تأکید بر نیاز فوری برای شروع مذاکرات با دولت ایران استقبال می شود. با این حال ، به طور طولانی در مورد موانع فعلی که باید برای موفقیت در مذاکرات برطرف شود ، بحث نمی کند.
به عنوان مثال ، اکنون مشخص شده است که اسرائیل مجوز عبور از فضای هوایی تحت کنترل ایالات متحده را برای بمباران ایران خواسته و توسط دولت بوش محروم شده است ، اما ایالات متحده در حال انجام عملیات مخفی برای تضعیف دولت ایران است ، از جمله تلاش برای کاشت تشخیص هسته ایدستگاه های داخل ایران و خرابکاری اجزای هسته ای که به ایران ارسال می شوند. در حالی که چنین عملیاتی ممکن است برنامه هسته ای ایران را کمی کند کند ، آنها همچنین ظن ایران را نسبت به ایالات متحده افزایش می دهند و مذاکرات را دشوارتر می کنند.
همچنین مدتهاست که گزارش شده است که ایالات متحده در اقدامات مخفی مرزی ، از جمله اقدامات خشونت در مورد اقلیت های مرزی ایران-آربس ، بلوچ ، کردها و آذربایجان ها شرکت کرده است. چنین اقداماتی هیچ فرصتی برای تضعیف دولت ایران ندارد و آگاهی از آنها ایران را ترغیب می کند تا کارگران پزشکی و حقوق بشر را به جاسوسی بپردازند ، همانطور که در ژانویه با دو پزشک پیشرو ایدز ایرانی و دو نفر دیگر که به جرم شرکت در زندان محکوم شدند ، به زندان افتادند. فعالیت هایی با هدف پایین آوردن رژیم اسلامی.
بسیاری از حاکمان ایران متقاعد شده اند که ما مصمم هستیم که آنها را سرنگون کنیم. قطعنامه های کنگره حمایت و کمک به فعالیت های مخالف ایران به طور قابل پیش بینی عقب مانده و اصلاح طلبان را به اتهام بودن ما و مأمورین صهیونیستی باز کرده است. علاوه بر تمدید تعهد شده در توافق نامه الجزایر در سال 1981 ، در امور داخلی ایران دخالت نکند ، همانطور که نویسندگان این مقاله نشان می دهند ، دولت اوباما باید صریحاً از نوع فعالیتهای پنهانی که تیم بوش پذیرفته است ، خودداری کند. موفقیت طولانی مدت هرگونه مذاکره ممکن است به چنین تغییر سیاست ها بستگی داشته باشد. با کاهش تنش ها ، باید به اصلاح طلبان بومی نیز کمک کند ، همانطور که باید انواع تماس های دیپلماتیک و غیررسمی و مسافرت را باز کند ، که می تواند پیش از مذاکرات رسمی باشد.
درخواست اولیه رئیس جمهور اوباما برای دوستی با مردمان مسلمان ، در صحبت های خود در مورد تلویزیون الربیا ، و تأکید وی بر "احترام" نشانه های استقبال از این است که سیاست های ایالات متحده ممکن است در حال تغییر باشد. امروزه بسیاری در اسرائیل و AIPAC ، و برخی از محافظه کاران و انجیلی های ایالات متحده و همچنین بسیاری از تبعیدان ایرانی ، نمی خواهند ایالات متحده به توافق با ایران برسد. همانطور که مقاله شما نشان می دهد ، چنین توافق نامه ای ، هرچند بدون شک دشوار و کند است ، اما به وضوح به نفع بلند مدت ما است و دولت جدید ما باید به دنبال آن ادامه دهد ، این به معنای رها کردن سیاست هایی است که توافق را غیرممکن می کند.
Nikki Keddie Emeritus استاد تاریخ خاورمیانه و تاریخ ایران UCLA سانتا مونیکا ، کالیفرنیا
بیل لورز ، تام پیکرینگ و جیم والش پاسخ:
ما از مشاهدات دکتر کدی ، یک محقق برجسته و دیرینه ایران استقبال می کنیم ، مبنی بر اینکه عملیات پنهانی ایالات متحده علیه ایران ، از جمله در مناطق اقلیت ، علیه برنامه غنی سازی ایران ، یا از طریق تلاش های داخلی برای براندازی موانعی برای پیشبرد پیشبرد پیشنهادات ما است. ما در مقاله خواستار تأیید مجدد اولیه توسط ایالات متحده از تعهد خود به توافق نامه الجزایر 1981 ، که شامل مقرراتی است که ایالات متحده در امور داخلی ایران دخالت نمی کند ، برای ایجاد اعتماد به نفس در یک سیاست جدید ایالات متحده که فراتر از اینها باشد ، خواستار شد. موانع
دکتر کدی همچنین حق دارد تأکید کند که فرض ایران از عملیات گسترده پنهانی ایالات متحده برای سرنگونی دولت آنها باعث افزایش مشکلات پیش روی ایالات متحده در حرکت به سمت یک قاب متفاوت برای بحث و رابطه بازتر با ملت ایران می شود. ما احتمالاً باید مدتی را برای بحث در مورد مشکلات ارائه شده توسط این عملیات اختصاص داده ایم.
ما در جای دیگری در مورد پیامدهای فاجعه آمیز اعتصاب نظامی علیه ایران نوشتیم و وقتی در مقاله نوشتیم ، این نگرانی ها را مجدداً تکرار کردیم که "پتانسیل درگیری فاجعه بار [به اندازه کافی] قوی است" که دلیلی برای یافتن زمینه مشترک با ایرانی وجود دارددولت. ما از دکتر کدی بخاطر افزودنی خردمندش در مقاله ما تشکر می کنیم و کاملاً با فشار نگرانی های وی موافقت می کنیم.
کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ژیلا توفیقی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : جمعه
26 اسفند
1401 ساعت: 17:38