رشد پول ، سرعت پول و تورم

ساخت وبلاگ

از آنجا که تورم پایین و پایدار برای رشد بهینه اقتصادی ضروری است ، این یکی از اهداف اصلی اقتصادی بانکهای مرکزی است که آنها سعی می کنند با استفاده از ابزارهای سیاست پولی خود کنترل کنند. با این حال ، برای کنترل تورم ، دلایل آن و روابط متقابل آنها باید درک شود.

تورم به طور معمول زمانی حاصل می شود که ارائه دهندگان کالا و خدمات به دلیل افزایش تقاضای کل ، قیمت خود را افزایش می دهند ، که این تقاضای کلیه کالاها و خدمات در یک اقتصاد است. همانطور که در اقتصاد به خوبی تثبیت شده است ، هنگامی که تقاضای کل نسبت به عرضه کل افزایش می یابد ، که عرضه کلیه کالاها و خدمات در یک اقتصاد است ، قیمت ها افزایش می یابد. هرچه افزایش تقاضا نسبت به عرضه بیشتر باشد ، نرخ تورم بیشتر می شود. عوامل مؤثر بر تقاضای و عرضه کل پیچیده است ، اما نقش پول قابل توجه است. اقتصاددانان به دلیل سادگی و ارتباط آشکار ، نقش متغیرهای پول را به عنوان علل تورم ، به ویژه عرضه پول و سرعت پول مورد مطالعه قرار داده اند.

نظریه کلاسیک تورم ، همانطور که توسط فیلسوف دیوید هیوم و سایر متفکران اولیه مورد حمایت قرار می گیرد ، فقط رشد پول را در نظر می گرفت ، که این افزایش در سهام پول تأمین شده توسط دولت است که عامل اصلی تورم است ، اما رشد پول ضروری است، اما کافی نیست ، شرط تورم. سرعت پول نیز باید در نظر گرفته شود ، زیرا هیچ تورم وجود ندارد مگر اینکه پول خرج شود. به عنوان مثال ، اگر عرضه پول گسترش یافته باشد ، اما مردم آن را به خانه می برند و آن را در تشک خود پر می کنند ، هیچ تاثیری در تورم نخواهد داشت.

سرعت پول

هنگامی که مردم پول دریافت می کنند ، سرانجام با دادن آن به شخص دیگری در ازای یک محصول یا خدمات ، آن را خرج می کنند. به نوبه خود ، شخصی که پول را دریافت کرده است نیز در نهایت آن را خرج خواهد کرد و غیره.

این سناریوی ساده را تصور کنید. شما یک سرویس برای دولت ارائه می دهید.

  1. دولت تصمیم می گیرد 100 دلار ایجاد کند و به شما پرداخت کند.
  2. شما از آن 100 دلار برای خرید مواد غذایی استفاده می کنید.
  3. داستان مواد غذایی از 100 دلار که از شما دریافت کرده است برای پرداخت تأمین کنندگان خود استفاده می کند.
  4. تأمین کنندگان از این 100 دلار برای پرداخت کارمندان خود استفاده می کنند.

در این سناریوی ساده ، دولت 100 دلار ایجاد کرد ، اما این 100 دلار برای معاملات 400 دلار استفاده شد و 100 دلار در بسیاری از معاملات مالی دیگر ادامه خواهد یافت. هنگامی که مردم پول بیشتری دریافت می کنند ، تمایل به صرف هزینه بیشتر دارند ، بنابراین این باعث افزایش تقاضای کل می شود که در نهایت باعث می شود مشاغل افزایش قیمت را افزایش دهند. با این حال ، از آنجا که این فرآیند زمان لازم است ، افزایش در عرضه پول یا با سرعت پول بلافاصله قیمت ها را افزایش نمی دهد.

چقدر سریع پول در هر واحد زمان تغییر می کند ، سرعت پول نامیده می شود:

 

میانگین تعداد بار یک دلار متوسط برای خرید کالاها و خدمات نهایی صرف می شود
سرعت پول =
واحد زمان

برای تعیین تأثیر تورم ، تغییر در رشد پول یا سرعت پول باید با رشد کالاها و خدمات ارائه شده توسط یک اقتصاد مقایسه شود ، که در ایالات متحده توسط تولید ناخالص داخلی (تولید ناخالص داخلی) اندازه گیری می شود.

تولید ناخالص داخلی واقعی مقدار کل کالاها و خدمات ارائه شده توسط اقتصاد ایالات متحده است. تولید ناخالص داخلی اسمی مبلغ قیمت آن کالاها و خدمات است که اساساً با ضرب قیمت هر کالای خوب یا خدمات آن محاسبه می شود. از آنجا که پول تقریباً در هر معامله استفاده می شود و از آنجا که تولید ناخالص داخلی اسمی قیمت کلیه کالاها و خدمات نهایی ارائه شده توسط اقتصاد است ، رابطه زیر باید درست باشد:

تولید ناخالص داخلی اسمی = مقدار پول × سرعت پول

 

تولید ناخالص داخلی اسمی
V =
M

از آنجا که تولید ناخالص داخلی اسمی برابر است با مقدار واقعی کالاها و خدمات یا تولید ناخالص داخلی واقعی ، که معمولاً به عنوان Y نشان داده می شود ، زمان (P) آن کالاها و خدمات را نشان می دهد ، پس معادله زیر مبادله نیز باید صحیح باشد:

m × v = p × y = تولید ناخالص داخلی اسمی

معادله مبادله را می توان برای به دست آوردن قیمت از نظر کمیت و سرعت پول تقسیم شده توسط تولید ناخالص داخلی واقعی تبدیل کرد:

 

MV
P =
Y

از این رو ، به راحتی می توان دریافت که وقتی مقدار پول یا سرعت پول یا ترکیب آنها سریعتر از تولید ناخالص داخلی واقعی افزایش می یابد ، قیمت ها به نسبت با میزان MV از Y افزایش می یابد.

همچنین می تواند از معادله مبادله حاصل شود ، برای تغییرات کوچک در عوامل ، که تغییر در رشد پول (ΔM) به علاوه تغییر در سرعت پول (ΔV) برابر با تغییر در قیمت ها (ΔP) به علاوه تغییر درتولید ناخالص داخلی واقعی (ΔY):

بنابراین ، همانطور که از معادله فوق مشهود است ، اگر Δy صفر باشد ، هرگونه افزایش قیمت از افزایش ΔM یا ΔV ناشی می شود.

با این حال ، علت تورم می تواند حتی بیشتر محدود شود. اقتصاددان ایروینگ فیشر در اوایل قرن بیستم متوجه شد که وقتی نرخ بهره ثابت می شود و هیچ نوآوری مالی وجود ندارد که تمایل مردم به نگه داشتن پول را تغییر دهد ، سرعت پول نسبتاً ثابت است.

Graph of the velocity of the MZM money stock from January 1, 1959 - October 1,2017, with gray areas depicting periods of recession.

نمودار سرعت سهام پول MZM از اول ژانویه سال 1959 - اکتبر 1،2017 ، با مناطق خاکستری دوره های رکود اقتصادی را نشان می دهد. MZM مخفف سررسید صفر پول است که شامل ارز و سکه به علاوه کلیه دارایی های مالی است که به صورت تقاضا قابل بازخرید هستند ، از جمله چک های مسافر ، سپرده های تقاضا ، سایر سپرده های قابل بررسی ، سپرده های پس انداز ، کلیه صندوق های بازار پول ، اما سپرده های زمانی نیست. به عبارت دیگر ، پول MZM M2 منهای سپرده های زمانی است. توجه داشته باشید که وقتی تورم در سال 1980 از 14 ٪ افزایش می یابد ، سرعت پول بسیار افزایش یافته است. وقتی تورم زیاد است ، مردم پول خود را به سرعت خرج می کنند ، قبل از اینکه ارزش بیشتری را از دست بدهد ، که به نوبه خود تورم را تشدید می کند. سرانجام تورم به میزان قابل توجهی کاهش یافت ، هنگامی که فدرال رزرو ، تحت پل ولکر ، نرخ بهره را بالا برد و رشد پول را کند کرد. در طول رکود بزرگ در سال 2008 - 2009 ، سرعت پول به طور قابل توجهی کاهش یافته و در دوره کمبود کم مصرف از سال 2010 - 2017 کاهش یافته است. منبع: https://fred. stlouisfed. org/series/mzmv#0

اگر سرعت پول ثابت باشد ، پس:

رشد پول = رشد تولید ناخالص داخلی واقعی + تورم

تورم = رشد پول - رشد تولید ناخالص داخلی واقعی

تورم = ΔP = ΔM - Δy

با استفاده از معادله فوق ، به راحتی می توان فهمید که اگر رشد پول = رشد تولید ناخالص داخلی واقعی باشد ، تورم نخواهد بود. از این رو ، یک اقتصاد با رشد سریع به دولت اجازه می دهد تا بدون ایجاد تورم ، پول بیشتری برای کمک به پرداخت خدمات خود ایجاد کند. تورم هنگامی حاصل می شود که رشد پول بیش از رشد تولید ناخالص داخلی واقعی باشد.

از آنجا که برای توسعه منابع اقتصادی و فناوری زمان لازم است ، تولید ناخالص داخلی واقعی نیز نسبت به کوتاه مدت نسبتاً ثابت است ، بنابراین:

تورم = رشد پول

در نتیجه ، نرخ تورم به طور مستقیم با رشد پول متناسب است ، به نام تئوری کمیت پول. معادله نظریه کمیت پول با تعیین سرعت پول و ثابت تولید ناخالص داخلی واقعی از معادله مبادله حاصل می شود. همانطور که اقتصاددان مشهور میلتون فریدمن گفته است ، "تورم همیشه و همه جا یک پدیده پولی است."

از آنجا که تولید ناخالص داخلی واقعی نسبت به کوتاه مدت نسبتاً ثابت است ، افزایش عرضه پول باعث افزایش تقاضای کل می شود و این باعث افزایش قیمت می شود.

در طولانی مدت ، افزایش عرضه پول با افزایش تقاضای کل ، تولید ناخالص داخلی واقعی را افزایش می دهد. به همین ترتیب ، کاهش در عرضه پول با کاهش تقاضای کل ، تولید ناخالص داخلی واقعی را کاهش می دهد.

در کشورهایی که بیش از حد تورم دارند ، که معمولاً به عنوان نرخ تورم بالاتر از 50 ٪ در ماه تعریف می شود ، عرضه پول بسیار سریعتر از تولید ناخالص داخلی واقعی افزایش می یابد و باعث افزایش سریع قیمت ها می شود و همین امر باعث می شود افراد در اسرع وقت پولی را خرج کنند، قبل از کاهش ارزش. از این رو ، نرخ تورم بسیار بالا نیز سرعت پول را به حداکثر می رساند ، که باعث افزایش نرخ تورم حتی بیشتر می شود.

اگرچه سرعت پول در طولانی مدت نسبتاً ثابت است ، اما می تواند طی ماه ها یا چهارم به طور قابل توجهی نوسان کند ، که باعث تغییر نرخ تورم در کوتاه مدت می شود. برای پیش بینی نرخ تورم کوتاه مدت ، دلایل تغییر در سرعت پول یا تغییر در تقاضا برای پول باید درک و اندازه گیری شود.

نرخ تورم ایده آل چیست؟

برای تسهیل برنامه ریزی مصرف کننده و تجاری ، تورم باید کم ، پایدار و قابل پیش بینی باشد. نرخ تورم منفی باعث می شود تا مصرف کنندگان و بنگاهها به جای خرج کردن آن ، پول خود را حفظ کنند و از این طریق اقتصاد را افسرده می کنند ، و این توضیح می دهد که چرا ژاپن سالها دچار افسردگی اقتصادی شد و چرا بیت کوین و سایر ارزهای رمزنگاری شده با حد مقدار مشخصی هرگز به عنوان یک مورد به عنوان یک مورد استفاده نمی شوند. ارز رسمی

آیا نرخ تورم باید 0 باشد؟اگر نرخ تورم 0 باشد ، پس از آن بانک های مرکزی در تحریک اقتصاد کمبود کمتری خواهند داشت. بانکهای مرکزی می توانند با کاهش نرخ بهره واقعی (R) ، برابر با نرخ بهره اسمی (I) منهای نرخ تورم (π) ، اقتصاد را تحریک کنند:

i = r + π ، بنابراین r = i - π

اگر نرخ تورم = 0 باشد ، نرخ بهره واقعی = نرخ بهره اسمی ، بنابراین نرخ بهره واقعی نمی تواند پایین تر از 0 باشد. با پذیرش برخی از تورم ها ، نرخ بهره واقعی می تواند با تعیین نرخ بهره اسمی زیر تورم منفی باشدنرخ ، که می تواند به طور مؤثر اقتصاد را تحریک کند.

یکی دیگر از مزایای نرخ تورم پایین و غیرزرو این است که به کاهش مالیات کمک می کند ، زیرا دولت مستقیماً از گسترش عرضه پول سود می برد. به عنوان مثال ، یک دولت می تواند از عرضه پول جدید به عنوان منبع درآمد یا به عنوان ابزاری برای کاهش نرخ بهره واقعی در اوراق بهادار بدهی خود استفاده کند. به عنوان مثال ، دولت ایالات متحده صدف T را صادر می کند که اغلب نرخ بهره پایین تر از نرخ تورم را پرداخت می کنند. حتی نرخ بهره پرداخت شده در طی یک دهه پس از رکود بزرگ ، کمی بیشتر از نرخ تورم بود.

اگرچه تورم نیز نوعی مالیات است ، اما مصرف کنندگان و بنگاهها اغلب با یافتن راههای دیگر برای پس انداز یا پیدا کردن جایگزین های ارزان تر از آنچه معمولاً خریداری می کنند ، راه هایی برای کاهش تورم واقعی پول خود پیدا می کنند.

کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : ژیلا توفیقی بازدید : <-PostHit-> تاريخ : شنبه 27 اسفند 1401 ساعت: 17:31