دولت یک کشور محیط تجاری را که در آن شرکت ها فعالیت می کنند شکل می دهد.

بنابراین سیاست های دولت مانند تغییر در مقررات ، مالیات ، نرخ بهره و برنامه های هزینه تأثیر زیادی در عملکرد شرکت های انفرادی و قیمت سهام آنها دارد.
این درس به شما نشان می دهد که چگونه این سیاست های دولت بر قیمت سهام تأثیر می گذارد.
هر معامله گر به یک ژورنال بازرگانی احتیاج دارد. به عنوان یک کاربر Tradimo ، شما برای تخفیف 30 دلار در مجله Trading Edgewonk واجد شرایط هستید. به سادگی از کد "Tradimo" در طی فرآیند پرداخت استفاده کنید تا 30 دلار تخفیف دریافت کنید. برای دریافت تخفیف از این لینک استفاده کنید.
تغییر نظارتی
دولت ها وظیفه تنظیم صنایع خاصی مانند بانکی ، بیمه و ارتباطات را بر عهده دارند.
دولت ها گاهی اوقات قانونی را تغییر می دهند که عملکرد خوب یک بخش خاص را آسان تر یا دشوارتر می کند.

به عنوان مثال ، بانکها در اکثر کشورها موظفند حداقل مبلغ سپرده مشتری را در ذخایر نقدی نگه دارند.
افزایش این نیاز ذخیره می تواند به این معنا باشد که یک بانک پول کمتری برای وام دادن به مشاغل دارد.
توانایی وام کمتر به این معنی است که یک بانک علاقه کمتری کسب می کند. بنابراین این می تواند تأثیر منفی بر قیمت سهام بانکی داشته باشد.
به دلیل بهم پیوستن اقتصاد ، تغییر در قوانین حاکم بر یک بخش همچنین می تواند بر سلامت شرکت ها در بخش دیگری و قیمت سهم آنها تأثیر بگذارد.
به عنوان مثال ، افزایش الزامات ذخیره بانکها تأثیر بر شرکتهای انفرادی دارد ، که اغلب برای تأمین بودجه رشد خود به امور مالی بانکی متکی هستند. کاهش توانایی شرکت ها در وام از بانک ها می تواند قیمت سهم خود را نیز کاهش دهد.
با این حال ، برعکس می تواند درست باشد. اگر یک دولت نیاز به ذخیره را کاهش دهد ، این می تواند تأثیر مثبتی بر قیمت سهم بانک ها و شرکت هایی که در معرض هزینه های وام گرفتن قرار دارند ، داشته باشد.
بنابراین ، محتاطانه است که به قوانینی که می تواند بر قیمت سهم شرکت هایی که شما در نظر می گیرید تأثیر بگذارد ، توجه داشته باشید.
قانون برای افزایش الزامات ذخیره بانکها می تواند به قیمت سهم بانک ها آسیب برساند زیرا آنها قادر به وام کمتری هستند و سود کمتری کسب می کنند. همچنین می تواند به قیمت سهم شرکت ها آسیب برساند زیرا شرکت ها قادر به وام کمتری برای تأمین بودجه عملیات خود هستند.
مالیات

هر شرکتی مشمول اشکال مختلف مالیات ، مستقیم یا غیرمستقیم است و تغییر در مالیات بر عملکرد و قیمت سهام آنها تأثیر می گذارد.
تغییر در مالیات شرکتی که یک شرکت باید بپردازد ، احتمالاً بدیهی ترین مورد توجه است زیرا این امر به طور مستقیم بر میزان سود حاصل می شود.
افزایش مالیات شرکتها حتی می تواند یک شرکت را مجبور به جابجایی کند تا بتواند یک رژیم مالیاتی مطلوب تر را پیدا کند که در آن فعالیت کند.
مالیات بر کالاها یا منابع خاص همچنین می تواند بر سودآوری - و بنابراین قیمت سهم - صنایع مرتبط تأثیر بگذارد.
به عنوان مثال ، اگر دولت مالیات بر سوخت را افزایش دهد ، شرکت هایی مانند خطوط هوایی یا پیک که از سوخت زیادی استفاده می کنند می توانند حاشیه سود خود را از بین ببرند.
سپس این شرکت ها ممکن است هزینه های بالاتر سوخت خود را به عنوان قیمت بالاتر برای مشتریان انتخاب کنند. این می تواند تقاضا برای محصولات یا خدمات آنها باشد و بنابراین درآمد آنها را کاهش می دهد.
بنابراین ، هنگامی که شما به یک شرکت نگاه می کنید و با توجه به اینکه آیا می توانید سهام خود را خریداری یا بفروشید ، باید نه تنها از هرگونه تغییر مالیاتی خاص که ممکن است بر سودآوری آن تأثیر بگذارد ، بلکه هرگونه تغییر مالیاتی در منابعی را که شرکت از آن استفاده می کند ، آگاه باشید.
افزایش مالیات بر کالاهایی که شرکت ها نیاز به خرید زیادی دارند می توانند به قیمت سهم خود آسیب برساند زیرا هزینه های بالاتر می تواند به معنای سود پایین تر باشد. اگر شرکت ها این هزینه های بالاتر را به صورت قیمت بالاتر به مصرف کنندگان منتقل کنند ، می تواند درآمد آنها را نیز کاهش دهد.
سیاست های پولی
سیاست پولی به کنترل عرضه پول در اقتصاد اشاره دارد و دولت ها از آن استفاده می کنند تا اقتصادی را تحریک یا خنک کند که فکر می کنند خیلی آهسته در حال رشد است یا از تورم بالا رنج می برد.
یکی از راه های تحریک اقتصاد این است که بانک مرکزی نرخ بهره را پایین بیاورد. این باعث کاهش هزینه های وام گرفتن مشاغل و مصرف کنندگان می شود که برای هزینه و سرمایه گذاری پول نقد را آزاد می کند.
بنابراین نرخ بهره پایین تر تمایل به افزایش قیمت سهام خواهد داشت زیرا یک شرکت هزینه کمتری دارد و می تواند در رشد آینده خود سرمایه گذاری کند در حالی که مصرف کنندگان پول بیشتری برای خرج کردن کالاها یا خدمات خود دارند.
در مقابل ، افزایش نرخ بهره تمایل به افزایش هزینه های یک شرکت در همان زمان است که مصرف کنندگان پول کمتری برای خرج کردن کالاها و خدمات خود دارند. بنابراین افزایش نرخ بهره می تواند قیمت سهم شرکت ها را کاهش دهد.
دولت ها همچنین می توانند اوراق قرضه دولتی را برای سیل اقتصاد با پول خریداری کنند. این نیز به عنوان چاپ پول گفته می شود.
تسکین کمی با این موضوع کمی متفاوت است و شامل خرید دارایی های مالی از بانک های تجاری و سایر موسسات برای تزریق پول به اقتصاد است.
افزایش عرضه پول تمایل به افزایش هزینه های مصرف کننده دارد ، بنابراین می تواند تأثیر مثبتی بر قیمت سهم شرکت ها در بخش خرده فروشی داشته باشد ، به عنوان مثال ، که تمایل به افزایش درآمد آنها در این مواقع دارند.
سیاست مالی
سیاست مالی جایی است که دولت برای تحریک اقتصاد ، به عنوان مثال از طریق پروژه های بزرگ زیرساختی ، برنامه هایی را برای تحریک اقتصاد انجام می دهد.
بخش های مختلف بسته به جایی که هزینه های دولت متمرکز شده است ، مزایای آن را احساس می کنند.
اگر یک دولت بیشتر در مناطقی مانند مسکن ارزان قیمت سرمایه گذاری کند ، به عنوان مثال ، قیمت سهم شرکت های ساختمانی می تواند اولین نفری باشد که در خانه ها و جاده های جدید ساختمان سازی کسب می کند.
بنابراین باید در نظر بگیرید که چگونه اعلامیه های دولتی در مورد افزایش یا کاهش هزینه ها می تواند بر سودآوری شرکتی که تماشا می کنید تأثیر بگذارد.
برنامه های هزینه های دولت می تواند با ایجاد تقاضای بیشتر برای کالاها یا خدمات خود ، قیمت سهم شرکت ها را افزایش دهد. به عنوان مثال ، سرمایه گذاری در مسکن ارزان قیمت می تواند قیمت سهم شرکت های ساختمانی را بالا ببرد.
کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ژیلا توفیقی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
2 فروردين
1402 ساعت: 14:21