
جین الیوت ، از نقطه برتری بیش از سی سال از زمان اولین بار که او برای اولین بار تمرین چشم نواز خود را در تبعیض به یک کلاس کلاس سوم در رویسویل ، آیووا آموخت ، به آنچه در طول سالها در مورد تأثیر درس آموخته است ، تأمل می کند. او همچنین در مورد زندگی خود به عنوان مدرس تنوع و تعصب بحث می کند و برخی از تجربیات خود را که برخی از آنها مزاحم هستند ، در سفرهای خود در سراسر ایالات متحده و خارج از کشور بازگو می کند. این مصاحبه اختصاصی وب در 19 دسامبر 2002 انجام شد.
الان چیکار میکنی؟آیا هنوز تمرین خود را آموزش می دهید؟
بله ، من تمرین را انجام می دهم و در مورد تأثیرات آن در سراسر ایالات متحده و در چندین مکان در خارج از کشور سخنرانی می کنم. من به تازگی پنج هفته را در اسکاتلند و انگلیس گذرانده ام که در آن ما این تمرین را با گروهی از مربیان تنوع و سایر افراد علاقه مند به موضوع تنوع انجام دادیم. ما همچنین به گروهی از مربیان آموختیم که چگونه از فیلم های ساخته شده از این تمرین به طور مؤثر استفاده کنند و من چندین سخنرانی در مورد آناتومی پیش داوری ارائه دادم. در طول 18 سال گذشته من در استرالیا ، کانادا ، آلمان ، هلند ، ایرلند شمالی و عربستان سعودی سخنرانی کردم تا مواردی را که می توانم به خاطر بسپارم نامگذاری کنم.
بعد از انجام ورزش خود در مناطق مختلف جهان چه چیزی را دیده یا آموخته اید؟من آموخته ام که تبعیض و تأثیرات آن بدون توجه به جایی که آنها را پیدا می کنید یکسان است. من با تمرین در برلین یا هلند که در ایالات متحده یا استرالیا یا Curacao انجام می دهم ، همان نتایج را می گیرم. و حتی ناراحت کننده تر این واقعیت است که من با استفاده از تمرین با بزرگسالان در اسکاتلند و استرالیا در سال 2002 که من در سال 1968 از این تمرین با کودکان در Riceville ، آیووا استفاده کردم ، همان نتایج را بدست آورده ام.
چند سال پیش ، ما این تمرین را در برلین در یک ساختمان نه چندان دور از بقایای هنوز رو به رو از دیوار برلین انجام دادیم. یک زن از آلمان شرقی در گروه چشم قهوه ای وجود داشت که اصرار داشت که ما این تمرین را انجام ندهیم. او گفت ما می توانیم به دلیل او متوسل شویم اما نه به احساسات او. بنابراین ما مجبور شدیم در مورد اینکه آیا گروه سخنرانی را می شنود یا تمرین را انجام می داد ، رأی دادیم. این گروه به انجام این تمرین رأی دادند و هنگامی که بیش از آلمانی شرقی بود ، با اشک در چهره او ، گفت: "من بسیار خوشحالم که این رای را از دست دادم. من با گذراندن این تمرین خیلی آموختم. من هرگز نمی توانستم از گوش دادن به شما یاد بگیرم که از تجربه آموخته ام. "
اهمیت این تمرین برای آلمانی هایی که شرکت کردند چیست؟
برای آلمانی ها ، پس از آن ، مانند اکنون ، مشکل ظهور نئو نازیسم و مسئله مهاجران است که بیشتر آنها افراد رنگی هستند. مشکل در سراسر اروپای غربی به دلیل نیاز به کارگران و عدم تمایل بسیاری از افراد در آن کشورها برای پذیرش کسانی که با خودشان متفاوت هستند ، یکسان است. با این حال ، مشکل افراد رنگی نیست. این تعصباتی است که همیشه در اروپای غربی بوده و اکنون در حال تجدید نظر هستند. بسیاری از مردم اروپایی ، مانند بسیاری از افراد در ایالات متحده ، انکار می کنند که آنها نژادپرست هستند و در عین حال به تبعیض نسبت به افراد رنگی ادامه می دهند.
"هر وقت این کار را می کنم با سردرد میگرنی به پایان می رسم. من کاملاً از این تمرین متنفرم. اما بدترین آن این است که این تمرین به همان اندازه که در سال 1968 لازم بود لازم است. "
و شما همچنین تمرین را در استرالیا تدریس کرده اید و در مورد آن صحبت کرده اید.
آره. من چندین تور سخنرانی استرالیا را در نتیجه نوارهای رنگ چشم در شبکه های تلویزیونی خود انجام داده ام. پاسخ به نوارها و سخنرانی ها هر بار بسیار مثبت بوده است. در دسامبر سال 2001 ، از من خواسته شد که این تمرین را با گروهی از استرالیایی ها برای تلویزیون SBS انجام دهم. آنها می خواستند به جای اجرای مجدد نوارهای انجام شده در ایالات متحده ، واکنش شهروندان خود را نسبت به این تمرین نشان دهند. من نیازی به نگرانی ندارم: شرکت کنندگان ، در حین تمرین ، دقیقاً همانطور که افراد در همه جا انجام می دهند واکنش نشان دادند ، اما واکنش های من از طرف مردم در خیابان کاملاً خارق العاده بود. ما یک روز در خیابان در سیدنی قدم می زدیم و یک پسر در یک لندرور - آنچه که ما به عنوان کلیشه کلیشه سفید پوست استرالیایی فکر می کنیم - سرش را از پنجره وسیله نقلیه خود بیرون کشید و فریاد زد: "سلام ، الیوت! الیوتآیا با من به Outback می آیی؟من فکر می کنم شما می توانید تغییر ایجاد کنید. "و من گفتم ، "بیایید برویم. من الان آماده هستم. "و من به سمت کامیون او رفتم و می خندیدم. آنچه من فراموش کرده ام این بود که در استرالیا آنها از طرف "دیگر" جاده رانندگی می کنند. شوهرم مجبور شد مرا به پیاده رو برگرداند تا من را از برخورد با یک کامیون دیگر باز دارد.
در آنجا در استرالیا بودم که در مورد ورزش آبی ، چشم قهوه ای و تأثیر آن بر افرادی که از آن عبور کرده اند صحبت می کردم و مردم به من می گفتند ، "اطمینان حاصل کنید که این نوار همیشه در دسترس است ، زیرا دیدن آن تمرین دراین نوارها نه تنها افرادی را که از این آموزش می گذرانند بلکه افرادی را که نوارها را تماشا می کنند ، تغییر می دهد. "
و فقط برای روشن شدن ، این همان تمرین است ، اما شما اکنون آن را با بزرگسالان انجام می دهید؟
این همان تمرین است به جز این که اکنون من آن را تنظیم کردم تا افراد چشم آبی در وسط اتاق گتو شوند و افراد چشم قهوه ای در هر طرف بلوز نشسته اند و به هیچ وجه قادر به نگه داشتن آنها هستندبار. من تمرین را با به اصطلاح بزرگسالان معکوس نمی کنم زیرا این امر باعث می شود آن را در گروه یک بازی قرار دهد. تبعیض بر اساس تفاوتهای جسمی که بر آنها هیچ کنترلی نداریم یک بازی نیست. این یک واقعیت است و معکوس کردن مواضع شرکت کنندگان در طول تمرین ، واقعیت تجربه را از بین می برد. من زمانی پیش بینی نمی کنم که افراد سفید پوست در این کشور به افراد رنگی بگویند ، "ببین ، ما حدود 600 سال است که در صندلی راننده هستیم. اکنون می خواهیم به شما نوبت بدهیم. "
من همچنین از یک آزمایش فرهنگی مغرضانه با بزرگسالان استفاده می کنم ، این کاری است که من با دانش آموزان سوم خود انجام ندادم. در ایالات متحده ، من از آزمون اطلاعاتی ضد تعادل کبوتر استفاده می کنم ، که آزمایشی بود که به منظور فراهم آوردن فرصتی برای افراد سفیدپوست فرصتی برای داشتن نمرات ضریب هوشی خود بر اساس توانایی آنها در پاسخ صحیح به مطالبی که درباره آنها عملاً هیچ چیز نمی دانند ، طراحی شده است. موارد موجود در این آزمایش نیاز به آشنایی با زندگی در جامعه سیاه در دهه 50 و 60 دارد. البته افراد سفید پوست در این کشور نمی توانند آن را تصویب کنند. از این گذشته ، از آنها هرگز انتظار نمی رود که چیزی در مورد واقعیت غیر از خودشان بدانند. از طرف دیگر ، ما هر روز در سراسر این کشور تست های ضریب هوشی فرهنگی را در کلاسهای درس انجام می دهیم ، و انتظار می رود که کودکان رنگی به طور معمول از آنها عبور کنند. در انگلیس و اسکاتلند از آزمون موجودی تبعیض الیوت استفاده می کنم ، که در آن موارد مربوط به زندگی در کشورهای مختلف ایالات متحده است و در استرالیا از آزمون کوری استفاده می کنم ، که در آن موارد مربوط به فرهنگ های بومی است. افراد سفید پوست آزمایشات را به طور ناخوشایند انجام نمی دهند.
بدیهی است ، دسترسی به ورزش شما در تبعیض ناشی از صدها نمایشگاه ملی و بین المللی فیلم در مورد آن است - در تلویزیون ، کلاس ، در کنفرانس ها.…
درست. من ماه گذشته در صدر برج ایفل بودم - تازه از کار در اسکاتلند آمده بودم ، قبلاً هرگز به پاریس نرفته بود - و کسی مرا روی شانه زد. وقتی چرخیدم ، این زن سیاه پوست بلند و جوان به من گفت: "آیا قبلاً راهبه بودی؟"من گفتم ، با خنده ، که من نبودم. او گفت ، "من شما را از جایی می شناسم. شما در زندگی من تأثیر داشته اید. چگونه شما را می شناسم؟ "پرسیدم ، "آیا این چشم آبی ، چشم قهوه ای خواهد بود؟"او گفت ، "آه! این همان چیزی است که هست! "او نشاط آور بود. او سالها قبل یک کلاس را در کلاس کالج در دنور ، کولو تقسیم کرده بود. او گفت ، "من یک هفته شما را مطالعه کردم. ما آن فیلم را دیدیم و سپس شما را برای یک هفته کامل مطالعه کردیم. "او ادامه داد ، "بیمار هرگز آن را فراموش نکنید. این چنین تاثیری در زندگی من داشته است. "
آیا شما هیچ کاری داشتید که کاری که در آن روز در آوریل 1968 انجام دادید چنین تأثیری خواهد داشت؟
اوه ، من ، نهاین یک تجربه کلاس درس برای دانش آموزانم در روز بعد از کشته شدن مارتین لوتر کینگ جونیور بود. این به همان اندازه بود و من قصد داشتم بروم. من قصد نداشتم کاری جز تدریس کلاس سوم در رایسویل ، آیووا انجام دهم. من با انجام این کار کاملاً خوشحال شدم و فکر کردم با دانش آموزانم تغییر می کنم. سپس من آن تمرین را انجام دادم و برای اولین بار در زندگی ام واقعاً در دانش آموزانم تفاوت ایجاد کردم و واقعاً در آینده آنها تغییری ایجاد کردم. بسیاری از آنها تا به امروز این حرف را می زنند. آنها همچنین می گویند که این تأثیر بر والدین آنها تأثیر گذاشته است. من آنها را باور دارممن می دانم که مطمئناً روی من تأثیر گذاشته است.
چقدر برای شما دشوار بوده است که به طور مداوم ، با گذشت سالها ، باید نقش یک فرد بی رحمانه و بزرگ را انجام دهید که افراد را در یک گروه خاص مجزا می کند و آنها را تحقیر می کند و باعث می شود احساس فرومایه داشته باشید؟
بسیار ، بسیار دشوار استانجام این تمرین برای من این است که هر آنچه را که به مدت سه ساعت یا پنج ساعت به آن اعتقاد دارم انکار کنم یا هرچند تمرین طول بکشد. هر بار که این کار را انجام می دهم با سردرد میگرنی به پایان می رسم. من کاملاً از این تمرین متنفرم. اما بیش از آنکه از تمرین متنفرم ، از ضرورت چیزی شبیه به این در سال 2002 متنفرم. و بدترین آن این است که این تمرین به همان اندازه که در سال 1968 لازم بود ، لازم است.
از آنجا که ما هنوز در این کشور و در واقع در سراسر جهان به اسطوره برتری سفید پوست می پردازیم. دائماً به ما گفته می شود که ما دیگر در این کشور نژادپرستی نداریم ، اما بیشتر افرادی که می گویند این سفید پوست است. افراد سفید پوست فکر می کنند که این اتفاق نمی افتد زیرا برای آنها اتفاق نمی افتد.
همواره ، وقتی من در هر نقطه از این کشور ارائه می دهم ، موضوع اقدامات تأیید آمیز مطرح می شود. مردم می گویند که مردان سفید پوست کسانی هستند که امروز در این کشور تبعیض قائل می شوند. بنابراین من می گویم ، "خوب. خوب. آیا هر فرد سفید پوست در این اتاق که دوست دارد بقیه زندگی خود را صرف رفتار ، بحث و گفتگو کند و به آن نگاه کند ، همانطور که با ما رفتار می کنیم ، بحث می کنیم و به مردم رنگ نگاه می کنیم ، به طور کلی در این جامعه ، لطفاً بایستید؟"و من تماشا می کنم. و صبر کن. و تنها صداهای موجود در اتاق آنهایی است که توسط افراد رنگی ساخته شده است زیرا آنها در صندلی های خود می چرخند تا ببینند تعداد افراد سفید پوست چه تعداد ایستاده اند. نه یک شخص سفید پوست ایستاده است. و من فقط به آنها اجازه می دهم آنجا بنشینند. سپس من می گویم ، "آیا می دانید که تازه اعتراف کرده اید؟شما فقط اعتراف کرده اید که می دانید که این اتفاق می افتد ، می دانید که این زشت است ، و می دانید که آن را برای شما نمی خواهید. پس چرا اینقدر حاضرید آن را برای دیگران بپذیرید؟مبهم بودن نهایی این است که شما انکار می کنید که این اتفاق می افتد. "
من فکر می کنم افراد سفید پوست نمی دانند که نژادپرستی فقط هود سفید و صلیب های سوزان ندارد. این همچنین سیستم را اصلاح می کند تا آراء سیاه شمارش نشود. این امتناع از افتتاح مکان های رای گیری در حوزه هایی که بیشتر رای دهندگان واجد شرایط افراد رنگی هستند ، امتناع می ورزد. این اقدام تأیید آمیز در سطح ایالتی حتی اگر اثبات موفقیت آمیز باشد ، غیرقانونی است. این زندان بیشتر از آن است که ما مدارس بسازیم و تضمین می کنیم که آنها با هدف قرار دادن مردان جوان رنگ با مواردی مانند قانون "سه اعتصاب" در کالیفرنیا و DWB - "رانندگی در حالی که سیاه" هستند ، پر می شود. اینها مشکلاتی است که مردان جوان سیاه پوست در سراسر این کشور با آن روبرو هستند. این واقعیت است که تعداد بیشتری از کودکان در مدارس تفکیک شده در ایالات متحده آمریکا امروزه در گذشته در مورد براون در مقابل هیئت آموزش و پرورش شرکت می کنند. این پرواز سفید و روکش قرمز توسط موسسات مالی است. این برنامه نویسی تلویزیونی است که افراد رنگ را به عنوان افراد شرور و سفیدپوستان به عنوان قربانیان خود به تصویر می کشد. این سیستم های امنیتی رای گیری است که برای ارعاب رای دهندگان اقلیت استفاده می شود و بنابراین منجر به فعالیت هایی می شود که ظاهراً برای جلوگیری از آن طراحی شده اند.
واکنش های افراد رنگی که فیلم را دیده اند یا در ورزش شما شرکت کرده اند چه بوده است؟
واکنش ها متفاوت است. آن دسته از سیاهپوستان وجود دارند که از من می پرسند که یک زن سفید پوست مثل من چه کاری در مورد تجربه خود انجام می دهد ، زیرا من نمی توانم بدانم که چه چیزی دوست دارد در کفش های آنها قدم بزند. بعضی اوقات من متهم به اجرای بازی یک زن سفید دیگر هستم. این انتقادات معتبر است ، اما دو هفته پیش در گلاسکو ، اسکاتلند - و این اتفاق می افتد هر بار که من سخنرانی می کنم - یک زن سیاه پوست به سمت من آمد و گفت: "شما ایده ای ندارید ، شما اولین فرد سفید پوست در زندگی من هستیدچه کسی آنچه را که من در تمام زندگی ام گفتم و آنچه را که تجربه کرده ام تأیید کرده است. متشکرم."من گفتم ، "شما لازم نیست از من تشکر کنید. هر آنچه در مورد این موضوع می دانم از افرادی مثل شما آموخته ام. این من هستم که باید از شما تشکر کنم. "او گفت ، "اوه ، اما شما نمی فهمید. این مواردی است که سالهاست می گوییم. هیچ کس به ما نمی گفت که آنها به ما اعتقاد داشتند یا اینکه آنها روشی را که ما انجام می دهیم احساس می کنند. شما امروز مرا تأیید کردید. "من نمی توانستم در کفش های او قدم بزنم ، اما می توانم - و می توانم و خواهم - به واقعاً گوش دادن و تلاش برای درک و گفتن آنچه که من آموخته ام ، می گویم.
یک زن سیاه پوست در یک شرکت بزرگ در اینجا در میانه غربی همین تابستان گذشته ، پس از شنیدن ارائه من ، تقریباً ضرب و شتم روی میز هنگام صحبت کردن ، گفت: "برای اولین بار در زندگی من می توانم من باشم. واقعی استاین تصور من نیست. "از آنجا که ، می بینید ، ما خودمان را متقاعد کرده ایم و سعی کرده ایم مردم را به رنگ متقاعد کنیم که آنها نژادپرستی را که تجربه می کنند تصور می کنند ، که آنها پارانوئید هستند.…
اینکه آنها تبعیض را تصور می کنند؟
بله ، که آنها آن را تصور می کنند. که واقعاً اتفاق نمی افتدکه آنها خیلی حساس هستندکه آنها فقط به دنبال نژادپرستی هستند. که اگر آنها فقط به دنبال آن متوقف نشوند ، این اتفاق نمی افتد. که زنان سفید پوست و افراد رنگی فقط مانند قربانیان عمل می کنند. که آنها فقط باید از پس آن برآیند. و به اعتقاد من ، افراد سفید پوست احساس می کنند ، فکر می کنند و از این طریق صحبت می کنند تا زمانی که برخی از همان درمانی را که افراد رنگی با آنها زندگی می کنند تجربه کنند. با این حال ، ترس از اینکه این اتفاق برای افراد سفید پوست رخ دهد ، بخشی از آنچه رفتارهای نژادپرستانه ای را که امروز در این جامعه می بینیم ، سوق می دهد.
به دلیل تغییراتی که در جوامع ما در حال انجام است؟
آره. هر بار که ورزش چشم را انجام می دهم ، این ترس بیان می شود. برخی از افراد سفید پوست به شخص رنگی که در کنار او نشسته اند می گویند ، "اگر افراد رنگی در صدر قرار بگیرند ، آیا آنها نمی خواهند با ما رفتار کنند که با آنها رفتار کرده ایم؟"و هر بار که تمام شد ، برخی از مردها در کنار او به زن روی می آورند و می گویند ، "اگر شما زنان قدرت می گیرید ، آیا نمی خواهید با ما چه کاری انجام داده ایم برای شما انجام دهید؟"جالب نیست؟ما می دانیم که چه کاری انجام می دهیم و از عواقب آن می ترسیم.
آیا از مطالعاتی که سعی در ارزیابی تأثیر طولانی مدت ورزش شما بر جوانان دارید ، آگاه هستید؟
من نمی دانم که کسی تا به حال چنین مطالعاتی را انجام داده است. با این حال ، من می دانم که بعد از اینکه حدود چهار سال این تمرین را در Riceville انجام دادیم ، یک استادیار دانشگاه آیووا شمالی به رایسویل آمد و با تمام دانش آموزان در مدرسه رایسویل ، نمرات سه تا شش ، یک بررسی نگرشی انجام داد. و همه دانش آموزان در یک جامعه قابل مقایسه در نزدیکی سه تا شش درجه قرار دارند تا دریابند که نگرش آنها نسبت به نژاد چیست. آنچه او هنگام تدوین نتایج این نظرسنجی فهمید این بود که نه تنها دانش آموزانی که در کلاس سوم در کلاس سوم حضور داشتند ، در نگرش خود نژادپرست کمتری داشتند ، همانطور که با این نظرسنجی اندازه گیری می شود ، از همه بقیه دانش آموزان درمدرسه رایسویل ، اما همچنین همه دانش آموزان مدرسه رایسویل در نگرش خود نژادپرست کمتری داشتند ، همانطور که توسط این نظرسنجی اندازه گیری می شد تا دانش آموزان جامعه مجاور.
وی گفت: "آنچه در اینجا اتفاق می افتد نه تنها دانش آموزان شما به یاد می آورند که آنچه را که آموخته اند و روی آن عمل می کنند ، بلکه نگرش آنها بر روی همسالان خود مالش می یابد ، و این بسیار مهم است."او همچنین گفت که ما نمی توانیم آن را به صورت کتبی قرار دهیم ، اما این همان چیزی است که او فکر می کرد اتفاق می افتد. مطالب وی به دارایی گروه روانشناسی دانشگاه تبدیل شد و متأسفانه بعداً نابود شد ، بنابراین من و او هر دو مستندات واقعاً ارزشمند را از دست دادیم.
آیا امروزه معلمان نیز مانند سالها با کلاسهای خود ، ورزش های چشم را با دانش آموزان خود انجام می دهند؟
معلمان هستند که این کار را انجام می دهند. هر وقت من در یک کالج سخنرانی می کنم ، و این تقریباً دو یا سه بار در هفته در زمستان است ، در طول دوره سؤال و پاسخ برخی از دانش آموزان یا مربی های دانشگاهی ایستاده و می گوید: "معلم من وقتی در آنجا بودم این کار را با ما انجام دادکلاس ششم و من هرگز آن را فراموش نکرده ام. "آنها ممکن است چیز دیگری را که در کلاس ششم برای آنها اتفاق افتاده است به یاد نیاورند ، اما آنها به وضوح تمرین را به خاطر می آورند. بنابراین معلمان وجود دارند که ورزش را انجام می دهند.
با این حال ، من فکر می کنم تعداد کسانی که این کار را انجام می دهند به دلیل موضع بسیار محافظه کارانه این کشور در حال حاضر کاهش می یابد. من فکر می کنم انجام تدریس خلاقانه در کلاس بسیار خطرناک تر شده است. من همچنین فکر می کنم که برنامه درسی در مدارس دولتی به دلیل اصولگرایان که اصرار دارند مدارس فقط ارزشهای بسیار باریک را آموزش می دهند ، به طرز چشمگیری درج می شوند. چند سال پیش این پیام بود ، "ما نمی خواهیم آموزش ارزشها را داشته باشیم."خوب ، خود آموزش یک ارزش است. به هیچ وجه یک معلم نمی تواند وارد یک کلاس درس شود بدون اینکه ارزش های خود را به دانش آموزان خود تلگراف کند.
اکنون ، معلمان ملزم به آموزش برخی از ارزش هایی هستند که ارزشهایی نیستند که شما می خواهید کودکان در این قرن بعدی به دست آورند. ما باید این عقیده را که فقط سفید درست است ، در دانش آموزان خود متوقف کنیم ، این عقیده که تنها یک راه درست برای عبادت وجود دارد ، این عقیده که مردان برتر هستند ، این عقیده که ایالات متحده دارد و همیشه پاسخ درستی برای هر سؤال داشته استو اینکه ما یک ابرقدرت هستیم زیرا خدا در کنار ما است.
من از حداقل یک معلمی که به دلیل انجام این تمرین اخراج شده اند می دانم زیرا افراد جامعه نمی خواستند فرزندانشان یاد بگیرند که این درست است که سفید نباشند. این فلسفه برای مردم آن جامعه بسیار تهدیدآمیز بود. از این گذشته ، اگر سفیدی آنها آنها را برتر نمی کرد ، پس آنها چه داشتند؟اگر من بار اول این تمرین را انجام ندادم ، احتمالاً سرپرست بسیار عاقلانه ای نداشتم ، احتمالاً اخراج می شدم. او تحت فشار قرار گرفت تا من را آتش بزند. من نمی دانستم که چرا او ادامه داد تا اینکه یک محقق برای "یک کلاس تقسیم شده" از او پرسید که چرا او را آتش نمی زند ، و او به سادگی گفت: "زیرا در قلب من قلب ، من می دانستم که او چه کاری انجام می دهد درست است و مننتوانست او را به خاطر انجام کار درست شلیک کند. "با این حال ، 20 درصد از مردم در رایسویل هنوز نسبت به آنچه من در 4 آوریل 1968 انجام دادم کاملاً خشمگین هستند.
تا امروز؟
تا به امروز ، بله.
چرا؟آیا دلیلش این است که آنها معتقد بودند که شما به خارج از محدوده کاری که یک معلم باید با دانش آموزان خود انجام دهد رفتید؟
نه ، من فکر می کنم به این دلیل است که من آموختم که نژادپرست بودن اشتباه است. هنگامی که من اولین دوره آموزش تحصیلات اجتماعی خود را در سطح کالج گذراندم ، استاد به ما گفت: "وقتی شغل تدریس می گیرید ، به یاد داشته باشید که نباید در تقابل با بسیاری از معابر محلی تدریس کنید. افرادی که دستمزد شما را از طریق مالیات خود می پردازند ، حق دارند فرزندان خود را یاد بگیرند که چه چیزی را می خواهند یاد بگیرند. "به عبارت دیگر ، اگر در یک جامعه نژادپرستانه تدریس می کنید ، نباید در مخالفت با نژادپرستی تدریس کنید. من فکر کردم که او در آن زمان اشتباه کرده است و می دانم که او اکنون اشتباه کرده است.
جالب اینجاست که والدینی که فرزندانشان در کلاس من بوده اند به نظر نمی رسد با من مشکلی داشته باشند ، اما کسانی که هرگز در کلاس من بچه ای نداشته اند با من مشکل فوق العاده ای داشتند. من فکر می کنم مشکل آنها تا حدی به این دلیل بود که آنها توسط سایر معلمان در مورد آنچه در کلاس من اتفاق افتاده است ، نادرست شده اند ، و تا حدی به این دلیل که آنها نمی فهمیدند که این تمرین چیست. برخی از آنها هنوز تمرین را درک نمی کنند. بنابراین تا به امروز من 20 درصد از جمعیت رایسویل را "عاشق نیجر" خوانده ام. من از 80 درصد دیگر سپاسگزارم. با این حال ، در حالی که 80 درصد دیگر به آنچه من انجام می دادم اعتراض نکردند ، و نه به آنچه برای من یا فرزندانم انجام می شد اعتراض نکردند ، و این بیشتر برای فرزندانم انجام می شد. ادموند برک گفت: "تنها چیزی که برای تحقق شر لازم است این است که افراد خوب هیچ کاری انجام ندهند."من این را معتقدم ، و معتقدم که تعظیم در برابر ارعاب نژادپرستانه ترسو است. من همچنین معتقدم که مردم برای گذراندن روز کاری را که باید انجام دهند انجام می دهند. من می دانم که گاهی اوقات بهتر است مانند بید خم شوید تا اینکه مانند بلوط مقاومت کنید ، اما چگونه با خودتان زندگی می کنید وقتی بعداً متوجه می شوید که در بعضی از مواقع اشتباه در برخی از مسائل اشتباه خم شده اید؟
چند سال پس از ترک آنجا ، یک معلم در مدرسه رایسویل شروع به انجام کارهای خلاقانه فوق العاده در کلاس خود کرد. من در مقاله های محلی و منطقه در مورد او می خواندم و از تعهد و خلاقیت وی تحت تأثیر قرار گرفتم. ناگهان او دیگر در روزنامه ها یا تلویزیون نبود. هنگامی که ، پس از آن ، من او را در یک مجدداً در یک مدرسه دیدم ، به او گفتم ، "دارلین ، شما در کلاس خود کارهای فوق العاده ای انجام می دهید و بعد ناگهان متوقف شدید. چی شد؟آیا معلمان به شما رسیدند؟ "و این همان چیزی است که او به من گفت."جین ، من نمی خواستم آنها با من رفتار کنند که با شما رفتار کردند."من گفتم ، "دارلین ، شما می دانستید که در آن زمان اتفاق می افتد ، مگر نه؟"او گفت ، "بله ، من این کار را کردم."من گفتم ، "دارلین ، شما برای این معلمان اینجا نیستید ، شما برای دانش آموزان خود اینجا هستید و با دانش آموزان خود کار خوبی انجام داده اید."او گفت ، "جین ، ای کاش شجاعت شما را داشتم."نباید شجاعت انجام کار درست برای دانشجویان را داشته باشد. این باید رفتار مورد انتظار باشد. اما آنچه او تجربه کرد و آنچه را که من تجربه کردم ارعاب بود. با او کار کرد. چه شرم آور برای دانش آموزانش. بدیهی است معلمی که این نوع تدریس خلاق را انجام می دهد ، برخی معلمان دیگر را ناراحت کننده می کند ، به خصوص به این دلیل که او مدرسه را خیلی جالب و سرگرم کننده می کند. من فکر می کنم یادگیری باید لذت بخش باشد ، حتی - جرات می گویم آن را بگویم - سرگرم کننده! بسیاری از معلمان این عقیده را به اشتراک نمی گذارند.
سرانجام ، آیا می توانید کمی در مورد قسمت تاریک آنچه در طول سالها تجربه کرده اید صحبت کنید و در حالی که سخنرانی می کنید و درس خود را در مورد تعصب تدریس می کنید؟
آره. جالب استبه عنوان مثال ، سه بار سیاهپوستان مرا از Uniontown ، پن. ، در نیمه شب در اواسط دهه 70 بیرون آورد زیرا معلمان سرپرست مدارس را در آنجا فراخوانده بودند و می گفتند: "اگر آن عوضی را از شهر خارج نکنیدما قصد داریم او را شلیک کنیم. "من این تمرین را به روشی بسیار غیررسمی با گروهی از چند صد معلم انجام داده بودم و معلمان آنقدر عصبانی بودند که کمیته ای که برای من ترتیب داده بود تا آنجا بیاید ، مجبور شد مرا از شهر خارج کند زیرا آنها واقعاً می ترسیدند که من می رومبرای گرفتنآنها نمی خواستند این اتفاق در Uniontown رخ دهد. این تنها باری است که من واقعاً ترسیده ام. و این وقتی فهمیدم که شما نمی توانید از ترس خود کنترل کنید. من صبح روز بعد تصمیم گرفتم که هرگز اجازه ندهم که ترس دوباره اقدامات من را هدایت کند. من می توانم ترسیده باشم ، اما من از مرگ یا در سن خود از مرگ نمی ترسم.
من در طول تمرین توسط یک مرد بالغ سفید پوست مورد اصابت قرار گرفته ام. من در حین تمرین چاقو توسط یک مرد جوان سفید پوست روی من کشیده ام. چند سال پیش در کالج در تگزاس ، یک مرد جوان سفید پوست با لباس استتار که پس از اتمام سخنرانی خود و به این سکو ، لباس پوشیده از این سکو را پوشانده بود ، "آیا شما مسیحی هستید؟""بله من گفتم."چرا می خواهی بدانی؟""از آنجا که شما نمی خواهید این کار را طولانی تر انجام دهید ،" رشد کنید."آیا من را تهدید می کنید؟"من پرسیدم. وی گفت: "شما باید بدانید که نمی خواهید این کار را طولانی تر انجام دهید."من به شخص امنیتی در این نزدیکی برگشتم و گفتم: "من معتقدم این مرد مرا تهدید می کند."در آن مرد جوان با شخص امنیتی نزدیک پشت ساختمان از ساختمان خارج شد.
من از این نوع چیزهای زیادی برخوردار بوده ام. من کاملاً آگاه هستم که با قلمرو پیش می رود. اما افراد دیگر باید بدانند که این زشتی همچنان ادامه دارد و ایستادن و شمارش هنوز خطرناک است.
من فکر می کنم فیلم های این تمرین درسهای بسیار مهمی را آموزش می دهند. من فکر می کنم آنها ثابت می کنند که شما می توانید "ترفندهای جدید سگ پیر را آموزش دهید."من فکر می کنم آنها نشان می دهند که نژادپرستی ماهیت انسانی نیست. این یک پاسخ آموخته استما می دانیم که هر چیزی که شما یاد می گیرید می توانید از آن استفاده کنید ، و نوارها به افرادی که تماشا می کنند امیدوار هستند که بتوانند از بین بکشند و در نهایت ، نژادپرستی خود را رها کنند. و این یکی از مواردی است که افرادی که نوارها را دیده اند یا سخنرانی ها را شنیده اند بیشتر به من می گویند: "این چنین چیز امیدوار کننده ای است."
کتاب آموزش بورس...
ما را در سایت کتاب آموزش بورس دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : ژیلا توفیقی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : يکشنبه
6 فروردين
1402 ساعت: 19:35